حس غریب

یوسف زهرا

حجتیه ای ها معتقدند:

 که قبل از آنکه حضرت حجت(عج) بیایند کسی حق ندارد حکومت اسلامی تشکیل دهد و اگر هم بدهد فایده ای نخواهد داشت! از همین رو بود که با شاه هم مشکل خاصی نداشتند؛ یعنی به عبارتی حاکم که باشد و حکومت چه، برای شان خیلی فرق ندارد. مهم این است که دینمان را حفظ کنیم و خودمان را آماده کنیم تا وقتی حضرت ظهور کردند به ایشان بپیوندیم و برای برقراری حکومت عدل جهانی تلاش نماییم.

ویژگی های منتظران حقیقی را هم که از ایشان بپرسی و تکالیف او را که بخواهی خواهند گفت: «برای تعجیل در فرج آقا دعا کن! برای سلامتی آقا صدقه بده!دعای ندبه و عهدت ترک نشود و ...» راستی مگر جز این است که اینها نیز جزیی از توصیه های دینی ما به مؤمنان عصر غیبت می باشند؟!



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391 ساعت 3:18 توسط حس غریب | 26 نظر
طبقه بندی: بدون دسته 

 

 

 تکیه بر همین دیوار!

 

ایستاده بود پشت همین در ،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی پیامبری باز

 کرده بود که هر صبح پیش از مسجد می آمد که بگوید:(پدرت فدایت ،دخترم)

ایستاده بود پشت همین در ،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی پیامبری باز

 کرده بود که میخواست برود سفر و آمده بود زیر گلوی او را ببوسد...

ایستاده بود پشت همین در ،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی پیامبری باز

 کرده بود  که پی (کسای یمانی) می گشت تا در آن آرامش یابد.

ایستاده بود پشت همین در ،تکیه داده به همین دیوار ،یعنی آیا در را روی جبرئیل خودش

 بازکرده بود؟

ایستاده بود پشت همین در ،تکیه داده بود به همین دیوار و گردنبند یادگاری را کف دستهایش

 دراز کرده بود سمت فقیری که از این همه سخاوت گریه میکرد...

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و پارچه ای کشیده بود روی سرش

 چون حتی چادرش را بخشیده بود.

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و به صورت شرمنده زنی که برای

بار دهم سوالی را می پرسید لبخند زده بود.

ایستاده بود پشت همین در ،تکیه داده بود به همین دیوارودر را برای مردش باز کرده بود

که باز با دست خالی از راه میرسید و نگفته بود که چند روز است غذایش را به بچه ها داده

و خود نخورده است.

...

...

...

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و شنیده بود همسایه ها بلند،طوری

 که بشنود ،می گویند:علی!اورا جایی دور از شهر ببر ،گریه هایش نمی گذارد شب بخوابیم.

ایستاده بود پشت همین در ،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی علی باز کرد که

 آمده بود تا برای سالهای طولانی خانه نشین شود.

ایستاده بود پشت همین در ،تکیه داده بود به همین دیوار و گفته بود (نمی گذارم ببریدش)

 

ایستاده بود پشت همین در ،تکیه داده بود درست به همین دیوار که.......!!!

 

 

حس غریب نوشت:

خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند. هیجده تابستانی که به بار نشستند؛ هیجده خزانی که بر باد رفتند و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند.... کوه ها حجم عقده های کبود توست و دریاها چکیده اشک های غریب تو. از آن روز که فدک به نام تو شد، فلک قافیه ای در خور یافت و از آن دم که آب مهریه تو شد، سفینه اهل بیت به جریان افتا د. بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا...

 

آجرک الله یا صاحب الزمان


نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391 ساعت 16:27 توسط حس غریب | 27 نظر
طبقه بندی: بدون دسته 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin