حس غریب

یوسف زهرا

راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند...

گفتند: تو كه بيايى خون به پا مى كنى،جوى خون به راه مى اندازى و از كشته پشته مى سازى و ما را از ظهور
 تو ترساندند.

درست مثل اينكه حادثه اى به شيرينى تولد را كتمان كنند و تنها از درد زادن بگويند.

ما از همان كودكى، تو را دوست داشتيم. با همه فطرتمان به تو عشق مى ورزيديم و با همه وجودمان بى تاب آمدنت بوديم.

عشق تو با سرشت ما عجين شده بود و آمدنت ، طبيعى ترين و شيرين ترين نيازمان بود.

اما ... اما كسى به ما نگفت كه چه گلستانى مى شود جهان ، وقتى كه تو بيايى.

همه، پيش ازآنكه نگاه مهرگستر و دستهاى عاطفه تو را توصيف كنند، شمشير تو را نشانمان دادند.

آرى ، براى اينكه گلها و نهالها رشد كنند، بايد علفهاى هرز را وجين كرد و اين جز با داسى برنده و سهمگين ،
ممكن نيست.

آرى ، براى اينكه مظلومان تاريخ ، نفسى به راحتى بكشند، بايد پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاك ماليد و

 نسلشان را از روى زمين برچيد.

آرى ، براى اينكه عدالت بر كرسى بنشيند، هر چه سرير ستم آلوده سلطنت را بايد واژگون كرد و به دست نابودى سپرد.

و اينها همه ، همان معجزه اى است كه تنها از دست تو برمى آيد و تنها با دست تو محقق مى شود.

اما مگر نه اينكه اينها همه مقدمه است براى رسيدن به بهشتى كه تو بانى آنى .

آن بهشت را كسى براى ما ترسيم نكرد.

كسى به ما نگفت كه آن ساحل اميد كه در پس اين درياى خون نشسته است، چگونه ساحلى است؟!

كسى به ما نگفت كه وقتى تو بيايى:

پرندگان در آشيانه هاى خود جشن مى گيرند و ماهيان درياها شادمان مى شوند و چشمه ساران مى جوشند و زمين چندين برابر محصول خويش را عرضه مى كند. (1)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

دلهاى بندگان را آكنده از عبادت و اطاعت مى كنى و عدالت بر همه جا دامن مى گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ريشه كن مى كند و خوى ستمگرى و درندگى را محو مى سازد و طوق ذلت بردگى را از گردن خلايق برمى دارد. (2)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

ساكنان زمين و آسمان به تو عشق مى ورزند، آسمان بارانش را فرو مى فرستد، زمين ، گياهان خود را مى روياند... و زندگان آرزو مى كنند كه كاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقيقى را مى ديدند و مى ديدند كه خداوند چگونه بركاتش را بر اهل زمين فرو مى فرستد. (3)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

همه امت به آغوش تو پناه مى آورند همانند زنبوران عسل به ملكه خويش.

و تو عدالت را آنچنان كه بايد و شايد در پهنه جهان مى گسترى و خفته اى را بيدار نمى كنى وخونى را نمى ريزى. (4)

به ما نگفته بودند كه وقتى تو بيايى:

رفاه و آسايشى مى آيد كه نظير آن پيش از اين ، نيامده است. مال و ثروت آنچنان وفور مى يابد كه هر كه نزد تو بيايد فوق تصورش ، دريافت مى كند. (5)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

اموال را چون سيل، جارى مى كنى ، و بخششهاى كلان خويش را هرگز شماره نمى كنى. (6)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

هيچ كس فقير نمى ماند و مردم براى صدقه دادن به دنبال نيازمند مى گردند و پيدا نمى كنند. مال را به هر كه عرضه

مى كنند، مى گويد: بى نيازم. (7)

اى محبوب ازلى و اى معشوق آسمانى!

ما بى آنكه مختصات آن بهشت موعود را بدانيم و مدينه فاضله حضور تو را بشناسيم تو را دوست مى داشتيم و به

 تو عشق مى ورزيديم.

كه عشق تو با سرشتها عجين شده بود و آمدنت طبيعى ترين و شيرين ترين نيازمان بود.

ظهور تو بى ترديد بزرگترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد كرد.



پى نوشتها:

1. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:فعند ذلك تفرح الطيور فى اوكارها و الحيتان فى بحارها و تفيض العيون و تنبت الارض ضعف اكلها: ينابيع المودة، ج 2، ص 136.

2. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم: يفرج الله بالمهدى عن الامه، بملا قلوب العباد عبادة و يسعهم عدله، به يمحق الله الكذب و يذهب الزمان الكلب و يخرج ذل الرق من اعناقكم: بحارالانوار، ج 51، ص 75.

3. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم: يحبه ساكن الارض و ساكن السماء و ترسل السماءفطرها و تخرج الارض نباتها. لاتمسك منه شيئا، يعيش فيهم سبع سنين او ثمانيااو تسعا. يتمنى الاحياءالاموات ليروالعدل والطمانينه و ماصنع الله باهل الارض من خيره: بحارالانوار، ج 51، ص 104.

4. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:ياوى الى المهدى امته كمال تاوى النحل الى يعسوبها و يسيطرالعدل حتى يكون الناس على مثل امرهم الاول . لايوقظ نائما و لا يهريق دما: منتخب الاثر، ص 478.

5. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم:تنعم امتى فى دنياه نعيما لم تنعم مثله قط. البر منهم والفاجر والمال كدوس ياتيه الرجل فيحثوله: البيان ، ص 173.

6. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم: يفيض المال فيضا و يحثوالمال حثوا و لايعده عدا:صحيح مسلم، ج 8، ص 185.

7. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم: يفيض فيهم المال حتى يهم الرجل بماله من يقبله منه حتى يتصدق فيقول الذى يعرضه عليه: لا ارب لى به: مسنداحمد ، ج 2، ص 530.

 


 


نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1390 ساعت 1:47 توسط حس غریب | 27 نظر
طبقه بندی: بدون دسته 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin