حس غریب

یوسف زهرا

 

 

تماشاچیان همه نشسته اند،درست همان جا،ولی من صحنه را سال ها است ترک کرده ام ...گریخته ام.

آخرین باری که افتادم روی خاک دیگر برنخاستم .تو مدام صدایم می کنی که بیایم جلو ...

که این صحنه را تمام کنم ،ولی من ...

رمضان که می شود صدایت را بلندتر می کنی ،بلند و بلندتر...

من بیش تر و بیشتر پشت پرده پنهان می شوم .تو هر رمضان قفسم را می گذاری در بهشت

تا هوس کنم ،ولی من...

-چرا رهایم نمی کنی؟می خواهم بچرم؟!!!

من هیچ مولای کریمی را بر بنده زشتکارش،صبورتر از تو بر خودم ندیده ام!!!

کاش من ،همه بودم...با همه دهان ها تورا صدا می کردم...

بار خدایا!

وسوسه های نفس ،نگذاشت جانم در نهر رجب تطهیر شود .

از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم ...

ترحم فرما در دریای رحمت رمضانت مستغرقم نما...

اللهم عجل لولیک الفرج

حس غریبیای عزیز سلام

بعد از یک سال از بلاگفا اثاث کشی کردمو از امروز با مهدی بلاگ در خدمتتونم.امیدوارم بتونم اینجا هم کارمو درست انجام بدم .در ضمن دوستای قدیمی فراموش نمیشن!و دوستای جدید اضافه میشن.

اینم آدرس قبلیم:

www.313hessegharib.blogfa.com

 


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 ساعت 3:51 توسط حس غریب | 27 نظر
طبقه بندی: بدون دسته 

 

 

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست ؟ منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست ؟

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است/  ما کجاییم و ملامتگر بی کار کجاست؟ 

 ساقی و مطرب و می ، جمله مهیاست ولی عیش ، بی یارمهیا نشود یار کجاست  ؟

همه هستی ام را که ذره ای از لطف بی نهایت اوست . خاک قدم کردم ، شاید بیایی و نفسی بر

 این خاک تیره ، پای عنایت گذاری . آنگاه است که چشمان همیشه منتظر نرگس ،

 توتیایی خواهد یافت که جهانی را تواند روشنی بخشد و قافله هستی را راه نماید .

ای مهربانترین !

 ببین که از اشک ،سرشارم ، ببین که مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر می زند ،

ببین که دستان نیازمند ، جز در آستان تو اجابت را نمی یابد . پس بیا و شب های تنهایی دلم را

که در هر گوشه آن هزار یلدا خفته است ،ستاره باران کن .

ای جانان جان !

از فیض نگاه توست که عشق در خانه قلبمان می تپد ، و رود زندگی در رگ های عمر ،

جاری است .

ترنم عاشقانه ترین کلاممان ، موسیقی آرام نام توست ، که به تار هستی ، زخمه شوق می زند

 و آهوی عاشقی را چابکتر از همیشه به هر سو می برد .

ای همیشه سبز !

 چشم به راه آمدنت ، در جاده های سرد انتظار ، ره می پیماییم . شاید آینه اشکمان نیم نگاهی

 از رخ مهتابی ات را حسرت به دل نماند .

ای سرخ ترین سپیده !

 مهر خونین چشمانمان در انتظار صبح صادق دیدار توست که هر

 بامداد سر بر می کند ، تا شاید در این بی نهایت اندوه ، نشانی از تو بجوید ، که بی تو راه گم

 کردگانیم در این حیرت .

ای وارث لب تشنگان !

تشنه دیدار توایم و سال هاست که جز سراب هزار رنگ دنیا ، اجابتی به خود ندیده ایم .

بیا که کام عطشناک زندگی در انتظار زلال حضور تو به تمنا نشسته است .

 در رویایی ترین شب های دل ، نام تو آذین تنهایی های بی پایان ماست .

ای بهترین همیشه و ای همیشه بهترین !

انجماد ذهن خسته من ، شعاعی از تو را می خواهد تا زمستان زندگی را از طراوت بهار تو

لبریز کند .

ای تمام زیبایی !

عشق تنها با تو معنا می شود و دلدادگی ، کودک نو آموز دبستان کوی توست .

تو جانی و همه خوبی های عالم ، کالبد .

تو بهاری و همه فضیلت ها ، چون شاخه های تو در تو ، تو را انتظار می کشند .

اگر هنوز آیین مهرورزی غبار خاموشی نگرفته است ، چون مهر رخ تو بر آیینه ها می تابد .

اگر هنوز امیدی است ، چون گرمای نفس تو چون نسیم بهاری جان می بخشد و شکوفایی

می آورد .

تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست می داریم که کودکان مهر مادر را .

تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست می داریم که تن ،جان را .

تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست می داریم که یعقوب ، یوسف را .

تو را و میلاد تو را همیشه از همه دوست داشتنی ها ، بیشتر دوست

می داریم .

آقا جونم تبریییییییک!

تولدتون مبااااارک

با تمام وجود میگیم:

اللهم عجل لولیک الفرج

حس غریبیای عزیز :

ممنون از اینکه تو هدیه مشترک تولد آقا امام زمان (عج) شرکت کردید.هرکی با هر نیتی از همه قبول باشه ،و امیدوارم به آقا رسیده باشه که حتما رسیده...

دوستای خوبم:

اگه بخوای رودر رو به امام زمان تبریک بگید ،چه جمله ای می گید؟

 

 


نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ساعت 19:16 توسط حس غریب | 4 نظر
طبقه بندی: بدون دسته 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin