حس غریب

یوسف زهرا

از جمله زيارات شريفه، زيارت ناحيه مقدسه است که منسوب به حضرت مهدي آل محمد (عج) مي باشد. يکي از فقرات زيارت مزبور، اين جمله است:

«وَ لَئِن اَخَّرتَنِي الدُّهُور وَ عَاقَنِي عَن نَصرِکَ المَقدُور لاُ ندِبَنَّّ عَلَيکَ صَباحَاً وَ مَساءَاً وَ لَاَبکَينَّ عَلَيکَ بَدَّلَ الدُّمُوعِ دَمَاً»

اگر روزگار مرا به تاخير انداخت و از ياري و نصرت تو در روز عاشورا باز داشت، هر آينه من صبح و شام بر تو ندبه مي کنم و به جاي قطرات اشک، بر تو خون گريه مي کنم.

اين جمله، حاصل بزرگترين پيام محبت و دلبستگي و ارتباط دل و جان گوينده با مخاطب مي باشد و از جهاتي در خور توجه و تأمل کامل است.

در آغاز، از اينکه بر اثر قضاء الهي از نظر زماني در عصر امام حسين (ع)نبوده و روي جريان طبيعي مي بايست چند نسل بگذرد، تا نوبت به او برسد و قدم به عرصه ي وجود بگذارد، اظهار تألم و تأثر مي نمايد و گويا آرزو مي کند که اي کاش جزء طبقات قبل و نسل پيشين خاندان پيغمبر (ص)بود و به هنگام وقوع جريان دلسوز کربلا جزء نسل موجود به شمار مي رفت و امکان حضور در صحنه ي خونين و عرصه ي نبرد کربلا برايش بود تا به ياري جدّ بزرگوار خود قيام کرده و با جان شريف خود رفع بلا از جان مبارک آن حضرت مي نمود و حتّي به مقام شهادت مي رسيد.

 

 

 

به جبران اين عدم امکان حضور، و نبودن قهري- نه اختياري- در صحنه کربلا و روز عاشورا، براي خود برنامه اي قرار داده که با تأکيد تمام از آن اسم برده و بيان مي کند و آن ندبه و گريه هاي بلند بر امام حسين (ع)آن هم در هر صبح و شام و به صورت مستمر و به عنوان يک عمل هميشگي و قطع ناشدني مي باشد.

اولاً:خود گريه به صورت گريه هاي معمولي نيست.بلکه به صورت ندبه و زاري و گريه هاي دردمندانه و بلند بلند است.

ثانياً: علي رغم نوع داغداران که اگر صبح بر عزيز از دست رفته خود گريه کردند ديگر عصر و شب گريه نمي کنند، آن بزرگوار، هم صبح گريه مي کند و هم هنگام عصر و شب.

ثالثاً: برخلاف ديگران که چند روز سوگواري نموده و بعد عزاداري را رها مي کنند و اگر احياناً يک روز تحت تأثير عواملي، گريه کردند براي مدتها آرامند و يا بکلي عزيز از دست رفته خود را فراموش مي کنند، امام زمان (ع) هر روز و شب در اين سوگواري است و اين عزا براي او کهنگي ندارد و اين آتش سوزان و پر از لهيبي که در جان مقدسش ايجاد شده، خاموش نمي شود و به سردري نخواهد گرائيد.

اوج مراتب ارتباط و دلدادگي و عشق سوزان حضرت مهدي (ع) به جد بزرگوارش امام حسين (ع)، اينجا بروز مي کند که مي گويند: «به جاي اشک در عزاي تو خون مي گريم.» چنانکه اين جمله، بيانگر شدّت مصيبت حضرت سيدالشهدا (ع) و عمق فاجعه کربلا و ظلم و ستم بني اميه است. 


نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390 ساعت 19:16 توسط حس غریب | 14 نظر
طبقه بندی: بدون دسته 

 

بچه ها با گريه به خواب ميروند...و تو مهياي نماز شب ميشوي...

اما هنوز قامت نشسته خود را نبسته اي که صداي دختر سه ساله حسين (ع)

به گريه بلند ميشود...

گريه اي نه مثل هميشه....

بچه بغل به بغل و دست به دست ميشود...

اما آرام نه....

پيش از اين هم رقيه هرگز ارام نبوده است.....

از خود کربلا تا همين خرابه...لحظه اي نبوده که ارام گرفته باشد...

انگار که داغ رقيه بر خلاف سن و سالش از همه بزرگتر بوده است....

هربار که گفته است.... کجاست پدرم؟؟؟

کجاست پناهم؟؟؟

همه با او گريستند و وعده مراجعت پدر از سفر را به او داده اند....

اما امشب...

انگار ماجرا فرق ميکند...

اين گريه با گريه هميشه متفاوت است...

اين گريه اي نيست که به سادگي ارام بگيرد....

فقط خودش که گريه نميکند...

به مويه هاي کودکانه اش همه را به ضجه مي اندازد...

...

...

...

تو هنوز سر سجاده اي...

که از سر بريده حسين(ع) ميشنوي که....

خواهرم...

 دخترم را آرام کن....

تو ناگهان از سجاده کنده ميشوي و به سمت سجاد(ع) ميروي...

او رقيه را در اغوش ميگيرد... 

مدام سر و روي او را بوسه ميزند.... 

تلاش ميکند او را ارام کند... 

اما نميتواند......

او موفق نميشود... 

تو بچه را از اغوشش ميگيري... 

از داغي سوزنده تن کودک وحشت ميکني....

تو با هر زباني که بلدي و با هر شيوه اي که هميشه اورا آرام مي کردي 

تلاش ميکني اما صداي بريده بريده اي با اشک مي گويد ...

 

با   با..... با   با.....

 

و ديگر صدايي نمي آيد......


نوشته شده در پنج شنبه هشتم دی 1390 ساعت 22:44 توسط حس غریب | 13 نظر
طبقه بندی: بدون دسته 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin